X
تبلیغات
جملات به یاد ماندنی
جملات به یاد ماندنی
امروز روز تولدته .بی اختیار یادت افتادم .خواستم بگم تولدت مبارک .

کاش...

برا ت ارزوی خوشبختی دارم 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت 17:11  توسط عسل و سیامک | 
رفتی ...نمیدونم .همیشه به این فکر بودیم بعد هم چی میشه .اینم بعدش ....

انگار هیچ اتفاقی از اول نیوفتاده بود...نه تو عین خیالت شد نه من .جالبه انگار جفتمون سیر بودیم...

این عشق .. کاش حداقل تا اخر عمر خوبیاشو از یاد نبریم...

میدونم تا اخر عمر به این سر نمیزنی .برا دل خودم نوشتم ..

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 22:41  توسط عسل و سیامک | 
منتظرتم
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 23:21  توسط عسل و سیامک | 

چرا پنهان کنم؟ عشق است و پیداست درین آشفته اندوه نگاهم تو را می خواهم،ای چشم فسون بار! که می سوزی نهان از دیرگاهم چه می خواهی از این خاموشی سرد؟ زبان بگشا که می لرزد امیدم! نگاه بی قرارم بر لب توست که می بخشی به شادی ها نویدم! دلم تنگ است و چشم حسرتم باز چراغی در شب تارم برافروز! به جان آمد دل از ناز نگاهت فرو ریز این سکوت آشنا سوز!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 23:2  توسط عسل و سیامک | 

آمد اما بی صدا خندید و رفت/ لحظه ای در کلبه ام تابید و رفت/ آمد از خاک زمین اما چه زود /دامن از خاک زمین برچید و رفت/ دیده از چشمان من پنهان نمود/ از نگاهم رازها فهمید و رفت/ گفتم اینجا روزنی از عشق نیست/ پیکرش از حرف من لرزید و رفت /گفتم از چشمت بیفشان قطره ای/ ناگهان چون چشمه ای جوشید و رفت/ گفتمش من را مبر از خاطرت/ خاطراتش را به من بخشید و رفت

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 23:1  توسط عسل و سیامک | 
نیستی تاببینی /نیستی تا ...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 23:49  توسط عسل و سیامک | 

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی/ آره ، بازم منم همون دیونه همیشگی

فدای مهربونیات / چه می کنی با سرنوشت ؟

دلم برات تنگ شده بود ، این نامه رو واست نوشت .

حال منو اگه بخوای ، رنگ گلای قالیه / جای نگاهت بد جوری ، تو صحن چشمام خالیه

ابرا همه پیش منن ، اینجا هوا پر از غمه / از غصه هام هر جی بگم ، جون خودت بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود ، رفتم کناره آسمون / فریاد زدم یا تو بیا ، یا منو پیشت برسون

فدای تو ، یه وقت شبا ، بی خوابی خستت نکنه/ غم غریبی عزیزم ، زرد و شکستت نکنه

چادر شب لطیفتو ، از روت شبا پس نزنی / تنگ بلوره آبتو ، یه وقت ناغافل نشکنی

اگه واست زحمتی نیست ، بر سره عهدمون بمون / منم تورو سپردمت ، دست خدای مهربون

راستی دیروز بارون اومد، منو خیالت تر شدیم / رفتیم تو قلب آسمون ، با ابرا همسفر شدیم

از وقتی رفتی آسمونمون ، پره کبوتره / زخم دلم خوب نشده ، از وقتی رفتی بدتره

فدای تو ، نمیدونی بی تو چه دردی کشیدم / حقیقتو واست بگم ، به آخر خط رسیدم

نمیدونی چقدر دلم ، تنگ برای دیدنت

برای مهربونیات ، نوازشات ، بوسیدنت

به خاطرت مونده یکی ، همیشه چشم براهته / یه قلب تنها و کبود ، هلاکه یه نگاهته

من میدونم ، من میدونم همین روزا ، عشق من از یادت میره

بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره

عکسای نازنین تو ، با چند تا گل کنارمه / یه بغض کهنه چند روزه ، دائم در انتظارمه

تنها دلیل زندگی ، با یه غمی دوست دارم

داغه دلم تازه میشه ، اسمتو وقتی میارم

وقتی تو نیستی چه کنم ، با این دل بهونه گیر

مگه نگفتم چشاتو ، از چشم من هیچ وقت نگیر

میگم شبا ستاره ها ، تا میتونن دعات کنن / نورشونو بدرقه ی ، پاکی خنده هات کنن

تنها دلیل زندگی ، با یه غمی دوست دارم

داغه دلم تازه میشه ، اسمتو وقتی میارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 17:17  توسط عسل و سیامک | 
تو مپندار که من یاده تورا خواهم برد ،بی تو به یک پلک زدن خواهم مرد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 17:16  توسط عسل و سیامک | 
خواستم خودمو گول بزنم ، همه ی خاطراتم را انداختم یه گوشه ای و گفتم :فراموش.

یه چیزی ته قلبم خندید و گفت :یادته...!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 17:12  توسط عسل و سیامک | 
همیشه خاطره ها میمانند ُآسوده خاطرم که تو در خاطره ام میمانی
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 17:9  توسط عسل و سیامک |